عبد الحي حبيبى

799

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

هم امير المومنين گوييم و حضرت عمر را هم . و خود حضرت على نيز اهل حرب خود را از مردم شام مومنين خطاب كرده بود ، و اينكه برخى مرد گنه‌گار را نه مومن و نه كافر شمارند ( اشاره بقول معتزله ) اين سخن اهل بدعت و خلاف گفتهء پيامبر است . « 1 » پس بدين ترتيب حضرت امام مرجئى محض نبود ، بلكه در عدم تكفير اهل تصديق و مومنان ، وسعت نظر و سماحت فراوان داشت ، كه بقول شهرستانى او را مرجئة السنه توان گفت ، يعنى كسى كه پابند سنت بوده و حكميت نيكوكار و گنه‌گار را به مشيت الهى تفويض نمايد و خودش به كفر هيچ مومن مصدق فتوا ندهد . امام ابو حنيفه از نژاد مردم كابل بود و بقول ابن خلكان - چنانچه گفته شد - در زبان و اداى او آثار عجميت پديدار بود ، و اعراب كلمات عربى را چنانچه شايد اداء نميكرد ، و مدرسهء فقهى او هم بر اساس احتياجات و حيات اين مردم بنا شده بود ، و در تلاميذ و پيروان او كه از مشاهير ايشان 880 تن را شمرده‌اند ، « 2 » جم غفيرى از خراسانيان هم بودند ، كه مبادى فكرى و تشريعى او را در تمام عالم اسلام و مخصوصا در خراسان بپراگندند ، و ازين گروه فقيهان حنفى آنانيكه به دو قرن نخستين اسلامى مربوطند : [ فقيهان حنفى در دو قرن نخستين اسلامى ] از مردم بلخ : ( 1 ) ابو مطيع حكم بن عبد اللّه بلخى قاضى مشهور متوفى 199 ه 814 م كه كتاب فقه الاكبر را از امام روايت كرده و در سنه 1307 ه در هند و در 1324 ه در قاهره طبع شده است . « 3 » ( 2 ) ابو عبد اللّه حسين بن محمد بن خسرو بلخى ( متوفى 222 ه 837 م ) كه راوى مسند ابو حنيفه است ( نسخهء خطى برلن ) « 4 » ( 3 ) ابو عمر و حفص بن عبد الرحمن بلخى قاضى نيشاپور ، بقول ذهبى افقه اصحاب خراسانى ابو حنيفه متوفى 199 ه 814 م

--> ( 1 ) - رساله جواب عثمان بستى در معجم المصنفين 2 / 192 ببعد كه نسخه مخطوط 1088 ه اين نامه را نقل كرده است . ( 2 ) - معجم المصنفين 2 / 53 ببعد ( 3 ) - بروكلمان 3 / 240 ( 4 ) - بروكلمان 3 / 240